أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
25
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بر زمين افكند و اگر خداى خواستى او را ساكن گردانيدى تا هم بر آن حالت بماندى ، آنگه خداى تعالى آفتاب را بيافريد و او را بر آن سايه دليلى گردانيد كه از پيش ميرود و سايه از پس وى ؛ پس اين سايه بسبب آفتاب زايد و ناقص گردد آنگه نسخ كرد اين سايه را و قبض كرد قبضى آسان و شايد كه مراد قبض او باشد نزديك قيامت بسبب قبض اسباب وى و آن اجرا مىاند كه ايشان را سايه باشد چون او را با عدم برد سايه نيز با عدم شود . [ وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً ] اوست آن خداى كه شب را لباس شما كرد و شب را براى آن [ لباس ] خواند كه مردم را باز پوشد بظلمت چنان كه لباس [ وَ النَّوْمَ سُباتاً ] و خواب را راحت و آسايش شما كرد و قطع عمل شما تا از رنج عمل بر آسائيد ، حق تعالى ظلمت شب را لباس پوشنده كرد و خفته را چون مرده ، و [ سبات ] را كه خواب است همچون مرگ و در مقابل اين [ نشور ] آورد زنده كردن پس از مرگ و گفت : ما روز را نشور كرديم تا در روز منتشر شويد و بطلب معاش رويد و وجهى ديگر آنست كه خواب را تشبيه كردند بمرگ براى آنكه نوم را بمرگ شبهى « 1 » هست ازينجا گفتند كه : النّوم أخ الموت ، قال اللّه تعالى : و الّتى لم تمت فى منامها فيمسك الّتى قضى عليها الموت و يرسل الاخرى الى أجل مسمّى . [ و هو الّذى أرسل الرّياح ] و اوست آنخداى كه بفرستاد بادها را [ نشرا ] اى إحياء از براى زنده گردانيدن زمينهاى مرده « 2 » پيش
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ و در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « شبهتى » و شبه محرّكة بمعنى شباهت است ؛ در منتهى الارب گفته : « يقال : بينهما شبه يعنى هر دو مانند همند » . ( 2 ) - اين تفسير مبنى بر قرائت اين كلمه است بر غير قرائت عاصم ؛ توضيح آنكه عاصم [ بشرا ] بباء مضمومه و شين ساكنه قرائت كرده است پس بمعنى بشارت خواهد بود و ديگران [ نشرا ] بضمّ نون و شين يا بفتح نون و سكون شين خواندهاند و بمعنى ناشرا گرفتهاند و بهتر آنست كه نصّ عبارت أبو الفتوح ( ره ) را در اينجا نقل كنيم و آن اين است كه گفته ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 86 ؛ س 22 - 27 ) : « [ و هو الذى يرسل الرّياح ] » و او آن خداست كه بفرستاد بادها [ نشرا ] اى ناشرا ؛ زنده كننده ؛ ابن كثير و نافع خواندند [ نشرا ] بضمّ نون و شين على أنّها جمع نشور كرسول و رسل و كتاب و كتب ؛ و اين روايت هارون است از ابو عمرو ، و حمزه و كسائى خواندند [ نشرا ] بفتح نون و سكون شين ؛ و اين مصدرى بود در جاى حال اى ناشرة ؛ و عاصم خواند . [ بشرا ] بباء مضموم و سكون شين أى بشارة و مثله و قوله : « و يرسل الرّياح مبشرات » بفرستاد بادها را بشارت دهنده بباران » پس معلوم شد كه مصنف ( ره ) [ نشرا ] را بفتح نون و سكون شين خوانده و مصدر را مفعول لاجله دانسته است و در وجه دوم كه آن را بعبارت « و شايد مراد اين بود » مصدّر كرده است مصدر را بمعنى حال گرفته يا جمع نشور قرار داده و بضمّ نون و شين گرفته است و بقرائت عاصم بعبارت « و آنكس كه [ بُشْراً ] خواند » اشاره كرده است .